امروز مرا به جرم آوردن نامت اعدام میکنند...
با طناب حسادت... به اسم عشق!
فریاد شکایت نزد کدامین قاضی شهر بریم؟
که در شهرتان...
قاضی بسیار...
اما قضاوتی نیست.
و قاضیان، سخن از دادی میگویند...
که در بیدادگاه خونین خیابانهای شهر...
کشته شد.
از دادی که دیر زمانی است
مردم شهر
جنازهاش را با خون تشییع میکنند.