۱۳۸۷ آذر ۲۳, شنبه

Let Me Bleed

  

 

 

 

تازه شکسته‌ای و با هر بار لمس کردنت، زخم‌ تازه‌ای بر دستم ایجاد می‌شود و قطره‌های تازه‌ای از آن چکه چکه می‌کند...

می‌دانم که باید بروم...
خوب می‌دانم که باید بروم اما هنوز هم چند قطره‌ی دیگر برای ریختن دارم...

من به خون ریختن خو گرفته‌ام!

blog comments powered by Disqus