۱۳۸۶ تیر ۲۱, پنجشنبه

The Girl Next Door

من باید چیزی را به دختر همسایه بگویم... آخر فکر می کنم احتمالا او نمی داند. نه به خاطر اینکه او نمی فهمد، شاید به خاطر اینکه تا به حال کسی به او نگفته است. در هر حال من حتما باید در این باره با او صحبت کنم. آخر می دانید چیست؟ او دختر زیبایی است، و خوش برخورد است، و خوب هم صحبت می کند، و چیزهای زیادی را می داند. اما خوب حتما این یک مساله را نمی داند. من می خواهم به او بگویم. نه برای اینکه اطلاعاتم رو به رخش بکشم یا قصد بدی داشته باشم، چون به نظرم  سخت است که هر بار چند ساعت پشت پنجره بایستد و با صدای بلند با من صحبت کند. شاید هم کمی زشت است.
آری. من باید حتما به او بگویم که این روزها همه با هم تلفنی صحبت می کنند.

blog comments powered by Disqus