۱۳۸۸ فروردین ۳, دوشنبه

سرود تو...

نبودی که ببینی چگونه زخم‌ها بر قلبم دهن می‌گشایند و درد می‌نوازند!

حال آمده‌ای...
و زخم‌های همیشه تازه‌ی قلبم را مرهم زخم‌های همیشه تازه‌ی زبانت کرده‌ای!

-
قلب مرا که مداوایی نیست!
زخم‌های زبانت اما اگر اینگونه آرام می‌شوند٬
تا هر زمان که می‌خواهی حرف بزن...
تا زخم‌های قلبم همچنان بنوازند!

blog comments powered by Disqus