۱۳۸۷ تیر ۱۴, جمعه

اندر احوالات بیمارستان…

1-

در بیمارستان تخصصی قلب، بخش اورژانس:

پرستار: [رو به دکتر] آقای دکتر این مریض خیلی حالش وخیمه، زودتر یه… آها ببخشید دارید با تلفن حرف می زنید! [رو به بیمار] حالتون اونقدرا بد نیست، چند دقیقه همینجا منتظر بمونید!

2-

در منزل:

پدر گرامی: کجا بودی؟!
من: بیمارستان.
- اونجا چی کار می کردی؟!
- نوار قلب و آزمایش و اینا.
- چرااااا؟!
- تپش قلب شدید.
- چرا ما رو خبر نکردی؟!
- خبر کردن نداشت که!
- یعنی چی؟! تو حالت بد می شه ما نباید خبردار شیم؟!
- من؟! من که حالم خوب بود! یکی از دوستام اینجوری شده بود!

blog comments powered by Disqus